
"اين مقال، غور و تدبري است در احوال گربه ساناني خرد كه به واسطه تمركز در منطقه جغرافيايي يكسان در قالب يك گروه مورد تفحص قرار خواهند گرفت .نه! ... اين نيست.
" اين نوشتار نگرشي است از نظر گاه رفتار شناسي با احتساب ويژگيهاي دموگرافيك بر گربه ساناني كه در زير گروهي مشهور به پرشن كت(Persian Cat) قرار مي گيرند. باز هم نه! ... نشد. بذار ببينم. . . .
" مي خواهم يك مشت اراجيف در مورد بچه گربه ها تحويلتون بدهم. اين بد نشد.... به موضوع بيشتر مي خوره.
سام عليك
چرا اينجوري نگاه مي كني؟ مگه تا حالا تو عمرت شر و ور نخوندي؟ چيه؟! اين بار دلم مي خواهد راجع به بچه گربه بنويسم. مگه هميشه هر چي ديگرون دلشون مي خواد بايد از دهن من در بياد؟
گربه ها بر اساس نژاد، قيافه و رفتارشون انواع و اقسام دارند. ولي فكر كنم تو تهرون اساس تقسيم بنديشون شانسه. بعضي هاشون خوش شانسن ، مي شن "پيشي" و همش دارن پشت پنجره ي يك آپارتمان توپ، تو آفتاب برنز مي كنن. بعضي هاشون هم خاك بر سر از آب در مياند و با نام مستعار "پيشته، پدر سگ" تو كوچه پس كوچه هاي قيقاجه تهرون تيپا مي خورن. ولي از من بپرسي هر دو دسته بدبختند. بدبختي دسته دوم كه تو پيشوني شون نوشته. و اما دسته اول از بس زيادي بهشون مي رسن كلافه شدن. اصلا از گربگي افتادن در به در ها، لباس شب مي پوشن و كباب برگ مي خورن. بابا گربه مي باس گربه باشه. مي باس واسه يك تيكه گوشت كلي ورجه وورجه كنه و گرنه دهنه قلبش را پي مي گيره. اصلا انگار اينجا كسي تعادل معادل سرش نميشه. انگار گربه هاي اينجا بلد نيستن به روش خودشون خوب زندگي كنن. گربه ي ايروني يا بايد پلاس باشه تو خيابونها و تو آشغالها دنبال يك تيكه جناغ شيكسه بگرده، جناغ شيكسه هم كه واسه هيچ جونوري شانس نمي آره، يا اگر بخواهد پيشرفت كنه و وضعش بهتر شه مي باس غذاش از فرانسه بياد و توي پَده آمريكايي خير سرش . . . هيچ وقت هيچكي به خودش زحمت نداده بره ببينه گربه ايروني ، خودش چه جوري بلده زندگي كنه، اصلاً از طعم غذاي وارداتي خوشش مي آيد يا با دنبه گوسفند ايروني حال مي كنه.
ولي بريم سراغ مرام جونور هاي مورد بحث. اصولا بچه گربه ها واسه اين كه به چيزي كه طلبه اش هستن برسن مي باس خودشون را به پر و پاچه يكي بمالن و ميو ميو كنن. از اولش اينجوري ياد گرفتن. چي پس؟! مثلا فك كردي بچه گربه ها مي باس غرش كنن كه حقشون رو از كسي بيگيرن. اصلا مگه اون دربه درهاي فسقلي حقي هم دارن؟ اين همش نيست چون اگه فقط همين بود، تو اين دوره زمونه كه هر كسي فقط خر خودشو مي رونه، بد بختا از گشنگي جونم مرگ مي شدند. راه حل توپه بعدي دزدي كردن. اونم نه دزديه بابا ننه دار، زكي ! نه بابا! دَله دزدي. گربه دزده نشنيدي؟ اگه واقعاً نشنيدي خيلي سوسولي. مامي امروز اورنج جوست رو داده؟ ببين ما با كي اومديم سيزده بدر!
سر اين جماعت را ، گربه جماعت منظورمه، مي شه كشكي كشكي گرم كرد. يك تيكه آشغال گوشت بذاري پشت پنجره، يك بچه گربه ساعت ها جلوش راه مي ره، عشوه مياد و ميوميو مي كنه. اينكه خوبه تازه ! يك گوله نخ كه نه سر داره نه ته بندازي جلوش ، ساعت ها بهش ور مي ره، نه به قصد پيدا كردن سر نخ، فقط واسه بازي، اين ور و اون ور پريدن، وقت كشي. اگه هيچ كدوم از اين ابزار و وسايل هم نباشه مي افته دنبال هم سن و سالهاش و پنجه تو صورتشون مي كشه.
يكي ازميون اون چند تا كارتوني كه تو بچگي مجبور بودم هر كدوم را 300 مرتبه ببينم هنوز خوب يادمه. اسمش باغ سبزيجات بود. يادت مي آيد؟ آره ؟ پس تو هم كه به اندازه ....... سن داري! مي دوني اين كارتون مال كيه؟ الغرض، شخصيت مورد علاقه اين جانب كه هنوز هم كه هنوزه خيلي وقتها بهش استناد مي كنم، اسمش شويد بود. شويد يك سگ خنگ بود كه همش يك شعر مي خوند كه خيلي دل بود. شعرش را هميشه واسه خودم مي خونم چون زبان حالمه ( اگه خوشت اومد تو هم از اين به بعد مي توني واسه خودت يا هركي عشقت كشيد بخونيش). دور خودش مي چرخيد و مي خوند:
من شويدم، سگ تپلم
تا كي بدوم دنبال دمم
پس كي مي رسم به اين دمم
البته شويد توله سگ بود ولي موضوع شعرش با مرام بچه گربه ها هم جور هست. چيه! خنده مال چيه؟ دارم جدي حرف مي زنم.
ويژگي بعدي اين نوع جونورانعطاف پذيريه. بچه گربه را بيگير و از طبقه دوم يك ساختمون ول كن پايين، يكي دو روز شَل شَل را مي ره و اَر مي زنه ولي بعدش انگار نه انگار. اگه از طبقه سوم ولش كني، يك كم بيشتر زر مي زنه و شَل شَل راه مي ره ولي بعدش دوباره حله. اين كار را مي توني ادامه بدي تا اينقدر ارتفاع زياد بشه كه وقتي ولش كني مثل تُف بچسبه كف زمين. اون وقت وقتي آشغالانس از وسطه كوچه جمعش كنه ديگه مطمئني فردا پيداش نمي شه . اين خاصيت بچه گربه هاست. از بس از اون قدم نديم ها تا امروز تيپا خوردن و بدبختي كشيدن كلاً اين جوري به دنيا ميان. هر بلايي خاستي سرشون بيار، اگه بچه گربه بتونه جون سالم در ببره فردا دوباره دور پاچته.
اما چشاي گربه ها! هيچ وقت هيچي ازش نمي توني بخوني. تو چشاي سگ نيگا كردي؟ وقتي باهات دوسته چشاش واضح بهت مي گه. وقتي هم كه مي خواد سر به تنت نباشه بازم از چشاش مي شه خوند. ولي گربه ها كاملا غير قابل پيش بيني اند. روزي كه كلي بهشون حال بدي همون شكلي نيگات مي كنن كه روزي كه خوب حالشون رو گرفتي نگاهت مي كردند. يك وقت كلي تو سري مي خورن و انگار نه انگار، يك وقت هم در اوج اين كه داري بهشون مي رسي و محبت مي كني چنگت مي زنن. معرفت در كار نيست. از ديد گربه ها سگ احمقه كه با وفاست، معرفت پعرفت قديمي شد. تا وقتي نازش كني و شيكم صاحب مرده اش را سير كني ارزش ميو ميو شنيدن داري ولي اگه فردا يكي ديگه پيداش شه كه گوشت كم استخون تر جلوش بياندازه.... تو كيلويي چندي ؟ واسه اون ميو ميو مي كنه. خوب، اين از ديد گربه ها يه امر بديهي و منطقيه. جالب ترش اينه كه اگه يارو دوباره نياد دوباره مياد سراغ خودت و با همون چشاي عجيب غريبش يه جوري بهت نيگا مي كنه كه انگار هيچ اتفاقي نيفتاده.
سرتو بالا كن چشاتو ببينم.......... هه! چرا جازدي.. . . .. ؟ نكنه از چشات نا مطمئني بلا؟
واما دُمشون. فقط وقتي شيكمشون سير باشه و جاشون گرم، دمشون سيخ ميشه. خيلي سعي نكن سيخ شدنه دمشون رو به ابراز احساسات به يك گربه ي ديگه يا يك چيزايي تو اين مايه ها تعبير كني كه بي فايده است. دم سيخ شدن به زبان گربه اي يعني جام گرمه، شيكمم سيره حالا وقت . . . . .
اصولاً هيچ قانون ثابتي تو زندگي هيچ گربه اي وجود نداره. سگ بيچاره به اين كه نگهبانه اين قدر ايمان داره كه حاضره واسه انجام وظيفه نفله شه ولي گربه چي؟ واسه گربه اين بچه مثبت بازي هايِ احمقانه به يه ميو هم نمي ارزه.
چيه؟! مي بينم كه از اين همه متلك كه پشت سر، يا شايدهم پيش روي، گربه ها شنيدي زياد بدت نيومده. چرا مي خندم؟ خوب چون منم بدم نمي آيد. چرا؟ واسه اين كه يك جورهايي با بچه گربه ها همزاد پنداري مي كنم. مگه تو نمي كني؟
مگه نشنيدي كه يك گربه پير سالهاست كه بالاي خليج عربي. . . . . . .خوب حالا مگه چي شده كه ميو ميو راه انداختي؟ خيلي خوب بسه، فهميدم خيلي غيرتي تشريف دارين، خوب خليج فارس، راحت شدي؟ بالاي خليج فارس چمباتمه زده. اي بابا! ژست هات من رو كشته!
ولي واقعاً چرا من و تو بچه گربه از آب در اومديم؟ البته فرضه اين سئوال اينه كه توهم مثل من هنوز يك كوچولو به اين مسئله اعتراض داشته باشي. اگه واست حله كه حالشو ببر.
پي نوشت :
- مي گويند نقشه ايران شبيه يك گربه است كه بالاي خليج فارس و درياي عمان چمباتمه زده.
- اين نوشته خطاب به هيچ خواننده اي نيست و در آن هم گوينده و هم مخاطب شخص نگارنده است.
- اگر فرض كنيم كه صاحب اين وب لاگ با نظرات گوينده متني كه در بالا آورده شده موافق است، گريزي نخواهد بود از اين كه او را هم بچه گربه قلمداد كنيم
منبع:http://www.drizzling.blogfa.com/post-9.aspx
نویسنده:Drizzling